گلبام
(~.) (اِمر.)
۱- آواز بلندی باشد که نقاره چیان و شاطران و قلندران و معرکه گیران در وقت نقاره نواختن و معرکه بستن یکباره کشند.
۲- لحنی است از موسیقی قدیم.
(~.) (اِمر.)
۱- آواز بلندی باشد که نقاره چیان و شاطران و قلندران و معرکه گیران در وقت نقاره نواختن و معرکه بستن یکباره کشند.
۲- لحنی است از موسیقی قدیم.
(گُ لُ) [ فر. ] (اِ.) یاختههای بسیار کوچک و کروی شکل که در خون پیدا میشود و بر دو قسم است گلبول سفید و گلبول قرمز.
(گُ پَ) (اِمر.) گیاهی دو ساله از تیره چتریان. این گیاه ساقههای ضخیم و برگهای بزرگ دارد و از برگها و جوانهها و دانههای آن جهت ادویه استفاده میشود.
(گُ) (اِ.) ظرفی مانند تُنگ کوچک دسته دار باگردن باریک و بلند و معمولاً دارای لوله که در آن گلاب میریزند، گلاب پاش.
(گُ) (اِ.)
۱- از جمله میوههایی که دانههای آن لعاب بسیار دارد و تقریباً به شکل بیضی است.
۲- وسیلهای بیضی شکل که مانند توپ از باد پُر میشود و از آن در ورزش مشت زنی استفاده میکنند.