اسم

گش

(گُ) (اِ.) هر یک از اخلاط چهارگانه صفرا، بلغم، خون، سودا.

    گسترش

    (گُ تَ رِ) (اِمص.)
    ۱- گستردگی، پهن شدگی.
    ۲- فرش، هر چیز گستردنی.
    ۳- رواج، توسعه، بسط.

      گسته

      (گَ تَ یا تِ) (اِ.)
      ۱- هرچیز زشت و پلید.
      ۲- فضله چارپایان.

        گزمه

        (گَ مِ) [ تر. ] (اِ.) شبگرد، پاسبان.

          گزند

          (گَ زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – آسیب، آفت.
          ۲- چشم زخم.

            گزنه

            (گَ زَ نِ یا نَ) (اِ.) گیاهی است یک ساله یا پایا با برگ‌های متقابل. گونه‌های مختلف گزنه پوشیده از خارهای گزنده‌است که پس از لمس، محتویات سوزآور غده زیر آن در پوست بدن وارد می‌شود و ایجاد سوزش می‌کند.

              Scroll to Top