اسم

گرده

(گَ دِ) (اِمر.)
۱- طرح یا تصویری که از طرح یا تصویر دیگری کپیه کنند.
۲- پودر، گردی که زنان برای بزک مورد استفاده قرار می‌دادند.

    گردو

    (گِ) (اِ.) تیره‌ای از گیاهان دولپه‌ای بی گلبرگ با میوه کوچک و کروی دارای پوسته‌ای سخت و ضخیم که مغز آن خوراکی و پُر روغن است.

      گردون

      (گَ) [ په. ]
      ۱- (ص فا.) هرچه دور خود بگردد.
      ۲- (اِ.) ارابه.
      ۳- آسمان، گنبد لاجوردی.

        گردنا

        (گِ)
        ۱- (حامص.) گردی.
        ۲- (اِمر.) کاسه زانو.
        ۳- پیرامون، گرداگرد.

          گردناج

          (گَ یا گِ) (اِمر.) = گردناگ. گردنای: کبابی که گوشت آن را در آب جوشانیده باشند و سپس به سیخ کشند و کباب کنند؛ گردانیده.

            گردنامه

            (گِ. مَ یا مِ) (اِمر.) طلسم، دعایی است که درباره کسی که دوستش دارند می‌نویسند تا از آن‌ها دور نشود.

              گردنه

              (گَ دَ نِ) (اِ.) راه پُر پیچ و خم و سخت در بالای کوه.

                گرده

                (گُ دِ) (اِ.)
                ۱- شانه، دوش.
                ۲- کلیه. ؛بر ~ی کسی سوار شدن کنایه از: اراده و اختیار او را به دست گرفتن.

                  گردشگر

                  (~. گَ) (اِ.) کسی که برای گردش و تماشای دیدنی‌ها به جایی سفر کند، سیاح، توریست.

                    Scroll to Top