اسم

گردن بند

(~. بَ) (اِ.) پیرایه‌ای معمولاً از سنگ‌ها یا فلزهای قیمتی که آن را خانم‌ها به گردن می‌آویزند، گلوبند.

    گردپا

    (~.) (اِ.) = گردپای: پیرامون تخت، جای نشستن. ؛ ~ نشستن: مربع نشستن، چهار زانو نشستن.

      گردش

      (گَ دِ) (اِمص.)
      ۱- گردیدن، دور زدن.
      ۲- حرکت.
      ۳- تحول.
      ۴- پیچ و خم، چین و شکن.
      ۵- جابه جایی.
      ۶- رفتن به جایی برای هواخوری و تفریح یا تماشا.

        گردشگر

        (~. گَ) (اِ.) کسی که برای گردش و تماشای دیدنی‌ها به جایی سفر کند، سیاح، توریست.

          گردک

          (گِ دَ)
          ۱- (اِمصغ.) مصغر گرد به معنی خیمه کوچک.
          ۲- (اِ.) حجله عروس.

            گردماه

            (گِ) (اِمر.)
            ۱- قمر در شب‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم که مدور باشد.
            ۲- ماه شب چهاردهم، بدر (خصوصاً).

              Scroll to Top