اسم

وندیداد

(وَ) [ په. ] (اِ.) قانون ضد دیو؛ نامِ نوزدهمین نسک از اوستای قدیم که شامل بیست دو بخش یا فرگرد است.

    وننگ

    (وَ نَ) (اِ.) ریسمانی که دو سر آن را بر دیوار و جز آن بندند و خوشه انگور را از آن بیاویزند.

      ونوس

      (وِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- زهره، ناهید.
      ۲- رب النوع عشق در نزد یونانی‌ها.

        ولید

        (وَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- زاده، مولود.
        ۲- کودک.
        ۳- بنده.

          ولیمه

          (وَ مِ یا مَ) [ ع. ولیمه ] (اِ.) مهمانی، غذایی که در جشن و مهمانی می‌دهند.

            ون

            (وَ) (اِ.) درخت زبان گنجشک.

              ولتاژ

              (وُ) [ فر. ] (اِ.) اختلاف انرژی پتانسیل مربوط به واحد بار الکتریکی در فاصله بین دو نقطه از مدار جریان یا دو سر باطری، اختلاف پناسیل. (فره).

                ولد

                (وَ لَ) [ ع. ] (اِ.) فرزند، پسر. ج. اولاد.

                  Scroll to Top