اسم

وهنگ

(وِ هَ) (اِ.)
۱- هر یک از حلقه‌های چوبین یا از شاخه‌های درخت که در سر ریسمان بندند و موقع بستن بار سر ریسمان را از آن گذرانند و بدین وسیله بار را محکم کنند.
۲- رکاب چوبین.
۳- کمندی که به وسیله آن انسان یا حیوانی را گیرند.

    وهوهه

    (وَ وَ) (اِ.) فریاد برآوردن از روی حُزن، گفتن: وه وه.

      ووشو

      (شُ) [ انگ از چینی. ] (اِ.) نوعی ورزش رزمی چینی شبیه کاراته.

        وهابی

        (~.) (اِ.) پیروان شیخ عبدالوهّاب، فرقه‌ای مذهبی که احکام قرآن را بنابر استنباط خود اجرا می‌کنند، بسیاری از شعائر مسلمانان را بدعت و ضلالت می‌دانند و نیز ساختن بُعقه‌های مجلل بر قبور ائمه و طواف و بوسیدن ضریح را روا نمی‌دانند.

          وهب

          (وَ هْ یا هَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) دادن بدون عوض، بخشیدن.
          ۲- (اِمص.) بخشش.

            وهده

            (وَ دِ) [ ع. وهده ] (اِ.) زمین پست و هموار. ج. وهاد.

              وهله

              (وَ لِ) [ ع. وهله ] (اِ.)
              ۱- نوبت، دفعه.
              ۲- اوُل هر چیز.

                Scroll to Top