اسم

گاه شماری

(شُ یا ش) (اِ.) روش اندازه گیری و تقسیم بندی زمان به بخش‌های مساوی، تقویم.

    گاهنبار

    (هَ) [ په. ] (اِ.) نام شش جشن که ایرانیان به مناسبت آفریده شدن عالم در شش روز برپا می‌کردند.

      گاهواره

      (رِ) [ په. ] (اِ.) گهواره، وسیله‌ای که کودک را در آن می‌خواباندند.

        گاما

        [ یو. ] (اِ.)
        ۱- حرف سوم از الفبای یونانی که بدین صورت نویسند: ~.
        ۲- یک میلیونم گرم.
        ۳- واحد شدت مغناطیسی.

          گامت

          (مِ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از سلول‌های جنسی گیاهان یا جانوران.

            گالش

            (لِ یا لُ) [ فر. ] (اِ.) کفش لاستیکی که یا مستقیماً آن را به پا کنند و یا کفش چرمی را برای حفظ از گل و باران داخل آن نمایند.

              گالش

              (لِ یا لَ) [ گیل. – ماز. ] (اِ.) چوپان گاو، گاودار.

                گالن

                (لُ) [ فر. ] (اِ.) مقیاس وزن برای مایعات برابر با ۴ لیتر (در کشورهای انگلیسی زبان).

                  Scroll to Top