اسم

گام

[ فر. ] (اِ.) توالی طبیعی هشت نُت موسیقی که به طور طبیعی پشت سر هم قرار بگیرند.

    گام

    [ په. ] (اِ.) فاصله میان دو پا، قدم.

      گاما

      [ یو. ] (اِ.)
      ۱- حرف سوم از الفبای یونانی که بدین صورت نویسند: ~.
      ۲- یک میلیونم گرم.
      ۳- واحد شدت مغناطیسی.

        گامت

        (مِ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از سلول‌های جنسی گیاهان یا جانوران.

          گالش

          (لِ یا لُ) [ فر. ] (اِ.) کفش لاستیکی که یا مستقیماً آن را به پا کنند و یا کفش چرمی را برای حفظ از گل و باران داخل آن نمایند.

            گاز

            [ فر. ] (اِ.) بخار، ماده‌ای بی شکل، سیُال و قابل گسترش.

              گازانبر

              (اَ بُ) (اِمر.) قیچی، مقراض، یک نوع ابزاری است که در کارهای آهنگری و زرگری و غیره به کار می‌رود.

                گازوئیل

                [ فر. ] (اِ.) روغن قابل احتراق برای موتورهای دیزل که از نفت استخراج می‌شود.

                  Scroll to Top