اسم

کیفر

(کِ یا کَ یْ فَ) (اِ.) جزا، پاداش، مکافات نیکی و بدی.

    کیر

    (اِ.) اندام تناسلی نر به ویژه انسان که ادرار و منی از طریق سوراخی در سر آن دفع می‌شود، نره، ذکَر، قضیب. ؛به ~ گاو زدن در پخش مالی یا چیزی اسراف کردن.

      کیان

      (کُ) (اِ.) خیمه گردی که به یک ستون برپا باشد.

        کیانا

        (اِ.)
        ۱- طبیعت، اصل هر چیز.
        ۲- هر یک از طبایع چهارگانه.

          کیبیده

          (دَ یا دِ) (اِمف.)
          ۱- به یکسو رفته، کناره گرفته.
          ۲- از جایی به جایی شده.
          ۳- تحاشی کرده.
          ۴- انحراف یافته، منحرف.
          ۵- فریفته (به عشق).

            کیپا

            (اِ.) = گیپا: شکنبه گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده پزند و خورند.

              Scroll to Top