اسم

ولت

(وُ لْ) [ انگ – فر. ] (اِ.) واحد نیروی محرکه برقی و اختلاف پتانسیل.

    وکیل

    (وَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- مباشر، کارگزار.
    ۲- کسی که شخص انجام کارهای خود را به او واگذار می‌کند.
    ۳- نماینده مجلس که از طرف مردم انتخاب شود. ج. وکلاء.

      وکیل در

      (~ دَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کسی که واسطه میان امرا و سلاطین بوده و تقاضای مردم را به آنان می‌رسانیده.

        ولا

        (وَ) [ ع. ولاء ] (اِ.)
        ۱- محبت، دوستی.
        ۲- قرابت، خویشی.

          وقعت

          (وَ عَ) [ ع. وقعه ] (اِ.) آسیب، کارزار، جنگ. ج. وقعات.

            وقفه

            (وَ فِ یا فَ) [ ازع. ] (اِمص.)
            ۱- توقف، ایست.
            ۲- توقف در حرفی از کلمه.
            ۳- فراغت، فرصت.

              وقود

              (وَ) [ ع. ] (اِ.) آن چه بدان آتش افروزند از هیزم باریک و گیاه خشک، فروزینه، آتشگیر، گیرانه.

                Scroll to Top