اسم

کوک

(اِ.)
۱- آواز بلند.
۲- میزان کردن یک آلت موسیقی مطابق دستگاهی خاص.
۳- ابزاری در ساعت یا بعضی از اسباب بازی‌ها که با پیچاندن فنر مخصوص ساعت را تنظیم یا اسباب بازی را به کار می‌اندازد. ؛توی ~کسی یا چیزی رفتن کنایه از: درباره آن مطالعه و بررسی کردن.

    کوک

    (اِ.) بخیه درشتی که بر جامه بزنند.

      کوشک

      (شْ) (اِ.) خانه بزرگی در میان یک باغ، کاخ تابستانی.

        کوفت

        (اِ.)
        ۱- صدمه‌ای که از سنگ و مشت و لگد برسد.
        ۲- آسیب، صدمه.
        ۳- اندوه.
        ۴- بیماری سفلیس.
        ۵- نوعی ناسزا.

          کوفته

          (تَ یا تِ) (ص مف.)
          ۱- کوبیده، ساییده، خسته و فرسوده.
          ۲- (اِ.) یک قسم طعام که با برنج و لپه و گوشت کوبیده درست می‌کنند.

            پیمایش به بالا