کنف
(کَ نَ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره پنیرک که از ساقه آن الیافی به دست میآید که برای تهیه گونی، طناب و پارچههای خشن به کار میرود.
(کَ نَ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره پنیرک که از ساقه آن الیافی به دست میآید که برای تهیه گونی، طناب و پارچههای خشن به کار میرود.
(کُ فِ) [ فر. ] (اِ.) اتحادیه چند ناحیه یا کشور که جمعاً دولتی واحد تشکیل دهند، اما هریک استقلال داخلی و خود – مختاری دارند.
(کُ رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- شکل غلیظ شده بعضی از مواد.
۲- مادهای که آب آن تحت فشار گرفته شود، افشرده. (فره).
(کُ س یُ) [ فر. ] (اِ.) شرکتی که از چند شرکت برای منحصر کردن کالا یا بهره برداری خاصی تشکیل شود.
(کُ س تُ) [ فر. ] (اِ.) مدرسهای که در آن جا موسیقی تأتر و هنرهای نمایشی را تدریس میکنند.