اسم

کنسرواتوآر

(کُ س تُ) [ فر. ] (اِ.) مدرسه‌ای که در آن جا موسیقی تأتر و هنرهای نمایشی را تدریس می‌کنند.

    کنسل

    (کُ سُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- پیش آمدگی بنا به داخل پیاده رو، تیری که یک سر آن درگیر و سر دیگر آن آزاد باشد.
    ۲- میزی کم عرض در کنار دیوار و چسبیده به آن که معمولاً آیینه‌ای بر روی آن یا دیوار مقابل آن قرار دارد.
    ۳- قسمتی از جلو داشبورد ماشین در فاصله بین دو صندلی.

      کنسول

      (کُ) [ فر. ] (اِ.) نماینده سیاسی یک دولت در کشوری بیگانه.

        کنسولتاسیون

        (~.) [ فر. ] (اِ.) مشاوره، شور (مخصوصاً مشاوره پزشکان درباره مرض یک بیمار).

          کندوره

          (کَ رَ یا رِ) (اِ.)
          ۱- سفره، سفره چرمین.
          ۲- پیش بند.

            Scroll to Top