اسم

کنج

(کُ نْ) (اِ.)
۱- گوشه، زاویه.
۲- چین و شکن و چروک.

    کنجاره

    (کُ رَ یا رِ) (اِ.) نخاله و ثفل تخم کنجد و هر تخمی که روغن آن را گرفته باشند. کنجار و کنجال و کنجاله نیز گویند.

      کنجد

      (کُ جِ) (اِ.) از گیاهان دو لپه‌ای روغنی است که از دانه آن روغن گرفته می‌شود و در صنایع مختلف از جمله صابون سازی مصرف می‌شود.

        کنجک

        (کَ جَ) (اِ.) هر چیز غریب و تازه و نو.

          کنجل

          (کُ جُ) (اِ.)
          ۱- هر چیز پیچیده و درهم کشیده.
          ۲- دست و پایی که انگشتان آن درهم کشیده شده و کج و کوله باشد.

            کند

            (~.) (اِ.) کنده و چوب ستبری که بر پای اسیران و مجرمان می‌بستند.

              Scroll to Top