اسم

کک

(~.) (اِ.) = کرک: ماکیانی که از تخم کردن باز مانده و مست شده باشد.

    کک مک

    (کَ مَ) (اِمر.) لکه‌های ریز قهوه‌ای یا سیاه که روی صورت یا قسمت‌های دیگر بدن انسان بوجود می‌آید.

      ککه

      (کَ کَ یا کِ) (اِ.) فضله، سرگین.

        کل

        (کَ) [ طبر. ] (اِ.) نرینه جمیع حیوانات از قبیل گاو و گوسفند.

          کل

          (کُ لّ) [ ع. ] (اِ.) همه، همگی.

            کل

            (کَ لّ) [ ع. ] (اِ.) گرانبار شدن، سنگینی.

              کل کل

              (کَ کَ) (اِ.) بیهوده گویی، هرزه گویی.

                کفه

                (کَ فَ یا فِ) (اِ.) دف، دایره.

                  کفه

                  (~.) (اِ.) خوشه‌های گندم و جو که به هنگام خرمن کوفتن، آن‌ها کوفته نشده باشند و پس از پاک کردن غله آن‌ها را بار دیگر بکوبند.

                    Scroll to Top