اسم

وعل

(وَ) (اِ.) بز کوهی ؛ ج. اوعال.

    وعواع

    (وَ) [ ع. ] (اِصت.) آواز سگ و گرگ و شغال ماده.

      وعید

      (وَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) وعده بد دادن، بیم دادن.
      ۲- (اِ.) وعده بد، تهدید.

        وغ وغ ساحاب

        (وَ. وَ) (اِ.) = وغ وغ صاهاب: نوعی اسباب بازی ساخته شده از یک استوانه کاغذی که دو قاعده آن را با مقوایی گِرد می‌بستند و درون آن مهره‌هایی قرار می‌دادند سپس با نزدیک کردن دو قاعده به هم و دور کردنشان صدایی از آن برمی خاست.

          وطیئه

          (وَ ئِ یا ئَ) [ ع. وطیئه ] (اِ.)
          ۱- نوعی طعام که از شیر و خرمای هسته برآورده ترتیب دهند.
          ۲- کشک با شکر آمیخته.

            وظیفه

            (وَ فِ یا فَ) [ ع. وظیفه ] (اِ.)
            ۱- کاری که انسان مکلف به انجام آن باشد. ج. وظایف.
            ۲- جیره، مستمری.

              وعاء

              (و) [ ع. ] (اِ.) آوند، ظرف. ج. اوعیه.

                وعثاء

                (وَ) [ ع. ] (اِ.) زحمت سفر، مشقت مسافرت.

                  Scroll to Top