اسم

کرسی

(~.) (اِ.) چهار پایه‌ای پهن، کوتاه و چهارگوش که در زمستان در زیر آن منقل می‌گذارند و بر رویش لحاف اندازند و در زیر آن خود را گرم کنند.

    کرش

    (کَ رَ) (اِ.)
    ۱- فریب، خدعه.
    ۲- تملق، چاپلوسی.

      کرش

      (کِ) (اِ صت.) آوازی که در وقت خواب از بینی برآید، خرناسه، خروپف.

        کرش

        (کُ رُ) (اِ.) ریسمانی را گویند که از موی بافته باشند.

          کرشمه

          (کِ رِ مِ) (اِ.) = کرشم. گرشم. گرشمه: غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو.

            کرشه

            (کَ شَ) (اِ.)
            ۱- فریب، خدعه.
            ۲- چاپلوسی، فروتنی، افتادگی.

              کرف

              (کَ) (اِ.) قیر، نقره و مِس سوخته که با آن ظروف نقره را نقش و نگار می‌زنند.

                کرفس

                (کَ رَ) [ ع. ] (اِ.) معرب کرسب ؛ گیاه علفی دو ساله از تیره چتریان معطر، نرم و خوراکی. ریشه و برگ این گیاه در تداوی مورد استعمال دارد. برگ گیاه مذکور ضد اسکوربوت و شیره آن به عنوان مقوی و ضد تب به کار می‌رود.

                  Scroll to Top