اسم

کرسی

(کُ رْ یّ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سریر، تخت. ج. کراسی.
۲- فلک هشتم.
۳- درس تخصصی یک استاد دانشگاه.
۴- دندان‌هایی که پس از دندان‌های نیش قرار دارند. ؛ حرف خود را به ~نشاندن سخن خود را تحمیل کردن.

    کرسی

    (~.) (اِ.) چهار پایه‌ای پهن، کوتاه و چهارگوش که در زمستان در زیر آن منقل می‌گذارند و بر رویش لحاف اندازند و در زیر آن خود را گرم کنند.

      کرش

      (کَ رَ) (اِ.)
      ۱- فریب، خدعه.
      ۲- تملق، چاپلوسی.

        کردوس

        (کُ دُ) [ ع. کردوسه ] (اِ.) گله بزرگ اسبان.

          کرت

          (کَ رَّ) [ ع. کره ] (اِ.) دفعه، مرتبه، بار. ج. کرات.

            کردیت

            (کِ رِ دِ) [ فر. ] (اِ.) اعتماد، اعتبار.

              کرتاسه

              (کِ س) [ فر. ] (اِ.) دوره سوّم از دوران دوّم زمین شناسی.

                کرته

                (کَ تِ) (اِ.) قطعه زمینی که در آن چیزی کاشته باشند.

                  Scroll to Top