اسم

کبی

(کَ بِ یّ) (اِ.) میمون، بوزینه، کپی هم گفته شده.

    کبیتک

    (کُ بَ تَ) (اِ.) آلتی که آسیا را بدان تیز کنند؛ آسیازنه.

      کبیده

      (کُ دَ یا دِ) (اِ.) آردی که گندم، برنج، نخود یا جو آن را بریان کرده باشند.

        کبیسه

        (کَ س) [ ع. کبیسه ] (اِ.) سالی که به جای ۳۶۵ روز ۳۶۶ روز باشد این اتفاق هر چهار سال یک بار می‌افتد.

          کپ

          (کَ) (اِ.) بیرون و اندرون دهان.

            کپر

            (کَ پَ) (اِ.) آلونگ، خانه‌ای که از نی و حصیر ساخته باشند.

              Scroll to Top