کبر
(کَ) [ معر. ] (اِ.) خفتان، لباس جنگ.
(وُ نَ یا نِ) (اِ.)
۱- جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیزها به هم رسد و خربزه را ضایع کند.
۲- کرم شب تاب.
[ ع. ] (اِ.) دارویی که سبب سوختن و ضمناً تصلب دهانه عروق و محل بریدگی و زخم در انساج بشود و بالنتیجه مجاری عروق را به هم آرد و مسام را بند کند مانند زاج و اسیدتری کلراستیک.