اسم

کبر

(کَ) [ معر. ] (اِ.) خفتان، لباس جنگ.

    کبر

    (کَ بِ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از رده دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ که سردسته تیره‌ای به نام کبرها می‌باشد. بوته‌های گیاه مزبور اکثر به شکل درختچه می‌باشد و گاهی هم به صورت درخت درمی آید.

      کباب

      (کَ) (اِ.) پاره گوشتی که به سیخ بکشند و روی آتش بریان کنند و گونه‌های مختلف دارد: برگ، کوبیده و غیره.

        کبابی

        (~.) (اِ.)۱ – کسی که کارش پختن کباب است.
        ۲- جایی که در آن کباب می‌فروشند.
        ۳- گوشتی که مناسب کباب است.

          کباده

          (کَ بّ دِ) (اِ.) یکی از وسایل ورزش باستانی شبیه کمان ساخته شده از آهن که آن را با دو دست بالای سر گرفته به چپ و راست تکان می‌دهند.

            کبار

            (کَ) (اِ.) = کباره. کواره: سبدی که چوب و علف و هیزم و مانند آن از صحرا آورند.

              کبال

              (کَ) (اِ.) ریسمانی که از لیف خرما تابیده شده باشد.

                کبالت

                (کُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی سفید و مایل به قرمز، سخت و شکننده.

                  Scroll to Top