اسم

کابوسک

(سَ) (اِ.) = کابوشک: خرمایی که هسته اش سخت نشود و آن از جنس خرمای پست است ؛ شیص.

    کابوک

    (اِ.) لانه مرغ، زنبیلی که در میان خانه بیآویزند تا کبوتر در آن آشیانه کند. کابک و کاوک و کاواک و کاووک هم گفته شده‌است.

      قیلوله

      (قَ لَ یا لِ) [ ع. قیلوله ] (اِ.) خواب نیمروز، خواب پیش از ظهر.

        قیم

        (قَ یِّ) [ ع. ]
        ۱- (ص.) راست، معتدل.
        ۲- (اِ.) متولی وقف.
        ۳- آن که عهده دار سرپرستی کودکی یتیم است.
        ۴- دلاک، کیسه کش.

          قیصر

          (قَ یا ق صَ) [ معر – یو. ] (اِ.) لقب پادشاهان روم. ج. قیاصره.

            قیصران

            (~.) [ معر – فا. ] (اِ.) پرده‌ای است از موسیقی قدیم.

              قیمه

              (ق مِ) [ تر. ] (اِ.) گوشتی به صورت قطعه‌های ریز و کوچک بریده شود.

                Scroll to Top