اسم

قیصران

(~.) [ معر – فا. ] (اِ.) پرده‌ای است از موسیقی قدیم.

    قیمه

    (ق مِ) [ تر. ] (اِ.) گوشتی به صورت قطعه‌های ریز و کوچک بریده شود.

      قیصریه

      (ق ِیاقَ صَ یِّ) [ ع – قیصریه. ]
      ۱- (ص نسب.) مؤنث قیصری.
      ۲- (اِ.) راسته بازار بزرگ.

        قیطان

        (ق) [ ع. ] (اِ.) رشته باریک که از ابریشم می‌بافند.

          قیطران

          (قَ یا قِ طَ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی از تیره شمعدانی‌ها که علفی و یکساله یا دو ساله‌است. گل‌هایش سفید و صورتی و یا ارغوانی است و به عنوان گیاه زینتی در باغچه‌ها نیز کشت می‌شود. و بعلاوه یکی از گیاهان مراتع است. انساج این گیاه به علت تانن فراوانی که دارد به عنوان قابض و بندآورنده خون مورد استفاده قرار می‌گیرد.

            قیطس

            (قَ طَ) [ یو. ] (اِ.) نام یکی از صور فلکی که به شکل نهنگ است.

              قیظه

              (قَ یا ق ظَ یا ض) (اِ.) لنگ مانندی که درویشان به کمر می‌بستند و عورت را بدان می‌پوشاندند و گاهی آن را از زیر بغل چپ و راست برده به پشت گردن گره می‌زدند، لنگوته.

                قیف

                (اِ.) وسیله‌ای فلزی یا پلاستیکی یا شیشه‌ای یا کائوچویی که دهانه آن مخروطی شکل است و از پایین به لوله‌ای استوانه‌ای متصل می‌شودومایعات را به وسیله آن می‌توان به راحتی در ظروف دهان تنگ ریخت.

                  Scroll to Top