اسم

قیامت

(مَ) [ ع. قیامه ] (اِ.)
۱- روز رستاخیز.
۲- آشوب و فتنه.

    قیتول

    [ تر – مغ. ] (اِ.)
    ۱- محلی برای استراحت اردو.
    ۲- لشگرگاه، اردو.

      قوی ئیل

      (قُ یْ ئِ) [ تر. ] (اِمر.) یکی از دوازده سال دوره سنوات ترکان ؛ سال گوسفند.

        قی

        (قَ یا قِ) [ ع. قی ء ] (اِ.) استفراغ، تهوع.

          قیاس

          (قِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) سنجیدن، اندازه گرفتن.
          ۲- (اِ.) اندازه و مقدار.
          ۳- استخراج نتیجه جز ی ی از کلی.

            قیافه

            (فِ) [ ع. قیافه ]
            ۱- (اِمص.) اثرشناسی.
            ۲- (اِ.) شکل، صورت.
            ۳- اندام شخص.

              قول

              (قُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- سخن، کلام، گفتار.
              ۲- آواز، گفتار ملحون. ج. اقوال.

                قول نامه

                (قُ. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقه‌ای که خریدار و فروشنده به یکدیگر دهند پیش از معامله قطعی تا در فاصله بین قول و معامله قطعی، فروشنده مورد معامله رابه دیگری نفروشد و خریدار سر موعد آن را بخرد.

                  Scroll to Top