اسم

قوری

(اِ.) ظرفی کوچک، کمابیش استوانه یا کروی برای دم کردن چای.

    قوریلتای

    (قُ) [ مغ. ] (اِ.) = قورلتای: اجتماعی عظیم از عموم شاهزادگان و ارکان مملکت که در موقع تعیین و نصب یکی از اعضای خاندان سلطنتی به سلطنت یا امری مهم منعقد می‌کرده‌اند، شورای بزرگ.

      قوز

      (اِ.) = غوز: برآمدگی، برآمدگی غیرطبیعی پشت انسان. ؛ روی ~ افتادن از روی لجاجت یا مبارزه طلبی دست به کاری زدن. ؛ ~ بالا قوز کنایه از: دردسری علاوه بر دردسرهای قبلی، مصیبت پشت مصیبت.

        قوزک

        (زَ) (اِمصغ.) قسمت برآمده استخوان مچ پا.

          قوس

          (قُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- کمان.
          ۲- نام یکی از صورت‌های فلکی جنوبی.۳ – بخشی از محیط دایره.

            قوش

            [ تر. ] (اِ.) از مرغ‌های شکاری دارای نوک خمیده و محکم و پنجه‌های قوی.

              قوصره

              (قَ صَ رَ) [ ع. قوصره ] (اِ.) زنبیل، سبدی که در آن خرما ریزند.

                قهوه خانه

                (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) محلی برای نشستن، گفتگو کردن و نوشیدن چای و غذاهای ساده، چایخانه.

                  قهوه قجری

                  (~. قَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) قهوه زهردار که سلاطین قاجار برای کشتن به کسی می‌دادند.

                    Scroll to Top