اسم

قوام

(قِ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که کاری یا چیزی به آن قائم باشد.

    قوام

    (قَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- مایه زیست.
    ۲- اصل چیزی.
    ۳- اعتدال.
    ۴- عدل.
    ۵- استواری، استحکام.
    ۶- راستی.

      قوباء

      [ ع. ] (اِ.) جوش‌های جلدی که بر اثر برخی امراض عفونی و به علت اختلالات عروقی عصبی تولید می‌شود. جوش‌های قوباء بر اثر فشار انگشت محو و پس از رفع فشار مجدداً هویدا می‌گردند. علت پیدایش قوباء را بیشتر به علت احتقان عروق جلدی می‌دانند.

        قوت

        (قُ وَّ) [ ع. قوه ] (اِ.)
        ۱- توانایی، قدرت.
        ۲- زور. ج قوی.

          قهوه خانه

          (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) محلی برای نشستن، گفتگو کردن و نوشیدن چای و غذاهای ساده، چایخانه.

            قهوه قجری

            (~. قَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) قهوه زهردار که سلاطین قاجار برای کشتن به کسی می‌دادند.

              قو

              (اِ.) پرنده‌ای از جنس مرغابی شبیه غاز نسبتاً عظیم الجثه و بسیار زیبا.

                Scroll to Top