اسم

وزغ

(وَ زَ) [ په. ] (اِ.) = وزق: قورباغه.

    وزن

    (وَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- سنگینی.
    ۲- اندازه، مقدار. ج. اوزان.
    ۳- ارزش، اعتبار.
    ۴- آهنگ تلفظ یک واژه یا یک جمله (ادبی).
    ۵- ریتم (موسیقی).

      وزنه

      (وَ نِ) [ ع. وزنه ] (اِ.)
      ۱- سنگ ترازو.
      ۲- صفحه‌های گرد و گوی‌های فلزی در ورزش -‌های وزنه برداری و پرتاب وزنه.
      ۳- شخص دارای نفوذ و قدرت: وزنه سیاسی، وزنه اقتصادی.

        وزیر

        (وَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
        ۱- هر یک از اعضای هیئت دولت.
        ۲- رئیس وزارتخانه.
        ۳- فرزین ؛ در بازی شطرنج مُهره بعد از شاه.

          وزیری

          (وَ) [ ع – فا. ]
          ۱- (ص نسب) منسوب به وزیر.
          ۲- (اِ.) ظرفی پهن کوچک تر از دوری.
          ۳- نوعی قطع کتاب به اندازه ۱۶*۵/۲۳ سانتی متر. ؛ ~ بزرگ نوعی کتاب در قطع ۲۰ * ۲۶ سانتی متر. ؛ ~ کوچک کتاب در قطع ۱۳*۲۰ سانتی متر.
          ۴- نوعی انجیر.

            وژن

            (وَ ژَ) (اِ.)
            ۱- کثافت، نجاست.
            ۲- جسم بودن.

              وز

              (وَ) (اِ.) مقسم آب. ؛ سر ~ الف – محل تقسیم آب. ب – آلتی که برای تقسیم آبی که باید به مصرف آبیاری برسد، به کار رود.

                وز

                (وِ) (اِ.) فِر، موی پُر پیچ و تاب.

                  پیمایش به بالا