اسم

قطایف

(قَ یِ) (اِ.)
۱- جِ قطیفه.
۲- لوزینه،.
۳- نوعی حلوا.

    قضب

    (~.) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) هر درخت دراز گسترده شاخ.
    ۲- شاخه‌ای که برای کمان بریده باشند.
    ۳- یونجه.

      قضیب

      (قَ ض) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- شاخه درخت.
      ۲- آلت مرد. ج. قضبان.

        قضیه

        (قَ یِّ) [ ع. قضیه ] (اِ.)
        ۱- حکم و فرمان.
        ۲- خبر.
        ۳- گفتاری که احتمال صدق و کذب هر دو در آن باشد.

          قط زن

          (~. زَ) [ ع – فا. ] (اِ.) چوب باریکی که نوک قلم را هنگام بریدن روی آن می‌گذارند.

            قطا

            (قَ) [ ع. ] (اِ.) مرغ سنگخوار.

              قطاب

              (قُ طّ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد و شکر و روغن و گلاب و مغز پسته درست شود.

                قطاب

                (قِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- آمیختگی.
                ۲- گریبان.

                  پیمایش به بالا