قریه
(قَ یِ) [ ع. قریه ] (اِ.)
۱- ده، دهکده.
۲- شهر. ج. قری.
(~. سَ) [ تر – فا. ] (اِ.) گروهی که از طرف دولت مامور حفاظت راهها و جادهها میشوند تا مسافران و کاروانها را از شر قاطعان طریق محفوظ دارند، امنیه، ژاندارم.
(قَ رَ قُ) [ تر. ] (اِ.) یکی از انواع لبنیات به رنگ سیاه و بامزه بسیار ترش که از دوغ به دست میآید.
(قُ) [ تر. ] (اِ.) چیزی است که از دوغ به دست آید و آن چنین است که دوغ را جوش دهند تا بسته شود، باز به دست بر هم زنند تا ترش تر گردد.