اسم

قریه

(قَ یِ) [ ع. قریه ] (اِ.)
۱- ده، دهکده.
۲- شهر. ج. قری.

    قز

    (قَ زّ) [ معر. ] (اِ.) ابریشم.

      قره سواران

      (~. سَ) [ تر – فا. ] (اِ.) گروهی که از طرف دولت مامور حفاظت راه‌ها و جاده‌ها می‌شوند تا مسافران و کاروان‌ها را از شر قاطعان طریق محفوظ دارند، امنیه، ژاندارم.

        قره قروت

        (قَ رَ قُ) [ تر. ] (اِ.) یکی از انواع لبنیات به رنگ سیاه و بامزه بسیار ترش که از دوغ به دست می‌آید.

          قره نی

          (قَ رَ. نِ) [ تر – فا. ] (اِ.) نی بزرگ که از چوب و فلز ساخته می‌شود.

            قروت

            (قُ) [ تر. ] (اِ.) چیزی است که از دوغ به دست آید و آن چنین است که دوغ را جوش دهند تا بسته شود، باز به دست بر هم زنند تا ترش تر گردد.

              قروح

              (قُ) [ ع. ] (اِ.) جِ قرح ؛ ریش‌ها، زخم‌ها.

                پیمایش به بالا