قروح
(قُ) [ ع. ] (اِ.) جِ قرح ؛ ریشها، زخمها.
(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- شاخ، سرون.
۲- تندی سر مردم که به منزله جای سرون جانور است، زبر سر.
۳- گیسو، موی بافته.
۴- نوک مو.
۵- سر کوه.
۶- کرانه قرص آفتاب و بالای آن.
۷- آن چه نخست پیدا شود از شعاع آفتاب.
۸- رئیس قوم، مهتر.
(قَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شتری که آن را با شتر دیگر به هم بسته باشند.
۲- ریسمانی که با آن دو شتر ببندند.
۳- ترکش.
۴- شمشیر.
۵- تیز.
(قَ رَ نِ) [ فر. ] (اِ.) جایی که به علت شیوع بیماری مورد محافظت قرار میگیرد و ورود و خروج افراد کنترل میشود.
(قَ) (اِ.)
۱- سایه بانی که از آجر و سیمان بالای پنجرهها و درهای ساختمان میسازند.
۲- نوار باریکی از سنگ، موزاییک و مانند آن در پایین دیوار که برای پیشگیری از کثیف شدن آن نصب میکنند.