اسم

قروهه

(قُ هَ یا هِ) (اِ.) = گروهه. گورهه: گلوله (خواه از سنگ باشد، خواه از گل و خواه از چیزی دیگر).

    قریحه

    (قَ حَ یا حِ) [ ع. قریحه ] (اِ.) طبع، ذوق.

      قریض

      (قَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.) مقروض.
      ۲- (اِ.) شعر

        قرین

        (قَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- همسر، همدم.
        ۲- یار.
        ۳- نزدیک. ج. قرنا(ء)، اقران.

          قرینه

          (قَ نِ) [ ع. قرینه ] (اِ.)
          ۱- زوجه.
          ۲- علامت واثر.
          ۳- شبیه.
          ۴- علامت و نشانه‌ای که دلیلی باشد برای پی بردن به چیزی.

            قریه

            (قَ یِ) [ ع. قریه ] (اِ.)
            ۱- ده، دهکده.
            ۲- شهر. ج. قری.

              قز

              (قَ زّ) [ معر. ] (اِ.) ابریشم.

                قره سواران

                (~. سَ) [ تر – فا. ] (اِ.) گروهی که از طرف دولت مامور حفاظت راه‌ها و جاده‌ها می‌شوند تا مسافران و کاروان‌ها را از شر قاطعان طریق محفوظ دارند، امنیه، ژاندارم.

                  قره قروت

                  (قَ رَ قُ) [ تر. ] (اِ.) یکی از انواع لبنیات به رنگ سیاه و بامزه بسیار ترش که از دوغ به دست می‌آید.

                    Scroll to Top