اسم

قاطر

(طِ) [ تر. ] (اِ.) استر، حیوانی که از جفت گیری خر نر و اسب ماده بوجود آید.

    قاع

    [ ع. ] (اِ.) زمین هموار، دشت.

      قاصدک

      (ص دَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی گیاه علفی چتر مانند که میوه‌های آن را باد به آسانی به هر سوی برد، گل قاصد.

        قاصره

        (ص رَ یا رِ) [ ع. قاصره ] (اِفا.) مؤنث قاصر. زنی که جز شوهر خود به دیگری چشم ندارد. ج. قاصرات.

          قاز

          (اِ.) = غاز: کمترین واحد پول، پشیز.

            Scroll to Top