اسم

فیحا

(فَ) [ ع. فیحاء ] (اِ.) زمین فراخ.

    فیر

    (اِ.)
    ۱- افسوس، تأسف.
    ۲- ریشخند، لاغ.

      فیروزه

      (زِ) (اِ.) پیروزه، از سنگ‌های گران بهای معدنی به رنگ آبی آسمانی.

        فوهات

        (فُ وَّ) [ ع. ] (اِ.) ج. فُوُهه.
        ۱- دهانه کوه، راه، رودخانه.
        ۲- شورش، غوغا.

          فوویسم

          [ فر. ] (اِ.) مکتب گروهی از نقاشان فرانسوی که در آثار خود دورگیری‌های زمخت و رنگ‌های تند و نامتعارف و شکل‌های ساده شده به کار می‌بردند و از سه بُعد نمایی و سایه روشن کاری پرهیز می‌جستند.

            فؤاد

            (فُ) [ ع. ] (اِ.) دل، قلب ؛ ج. افئده.

              فی

              (فَ یْ) [ ع. فی ء ] (اِ.)
              ۱- سایه.
              ۲- غنیمت.
              ۳- دسته‌ای از پرندگان.

                فی

                (اِ.) نرخ، قیمت بازاری.

                  Scroll to Top