اسم

فیقره

(فِ رَ) (اِ.) = فیقرا: صبرزرد، گیاهی است تلخ.

    فیل

    [ معر. پیل ] (اِ.)
    ۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.
    ۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.

      فیلتر

      (تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).

        فیحا

        (فَ) [ ع. فیحاء ] (اِ.) زمین فراخ.

          فیر

          (اِ.)
          ۱- افسوس، تأسف.
          ۲- ریشخند، لاغ.

            فیروزه

            (زِ) (اِ.) پیروزه، از سنگ‌های گران بهای معدنی به رنگ آبی آسمانی.

              فیزیک

              [ فر. ] (اِ.) علمی که موضوع آن ویژگی‌های اجسام، انرژی و تأثیر آن‌ها بر یکدیگر است.

                فیزیوتراپی

                (یُ تِ) [ فر. ] (اِ.) عمل درمان بیماری، ضعف یا نقص‌های بدنی با انجام دادن حرکت‌های اصولی مفاصل و اندام‌ها به کمک اسباب‌های ویژه با یاری درمانگر، فیزیک درمانی. (فره).

                  فیزیوکراسی

                  (یُ کِ) [ فر. ] (اِ.) نظریه‌ای اقتصادی که طرفداران آن به پیروی دکتر کسنه کشاورزی را تنها منبع ثروت می‌دانند.

                    Scroll to Top