اسم

فریم

(فِ رِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- دسته‌ای از بیت‌ها و بایت‌ها که برای انتقال در قالبی مشخص جمع شوند، قابک. (فره).
۲- قاب عینک.
۳- هر قطعه از تصاویر فیلم یا اسلاید.

    فریه

    (فِ رْ یَ) [ ع. ] (اِ.) دروغ، بهتان.

      فریش

      (فِ) [ ع. فراش ] (اِ.) ممال فِراش.
      ۱- گستردنی، فرش.
      ۲- رختخواب، بستر.

        فریضه

        (فَ ض) [ ع. فریضه ] (اِ.)
        ۱- واجب، لازم.
        ۲- آن چه که خداوند انجام آن را بر انسان واجب کرده.

          Scroll to Top