اسم

فریش

(فِ) [ ع. فراش ] (اِ.) ممال فِراش.
۱- گستردنی، فرش.
۲- رختخواب، بستر.

    فریضه

    (فَ ض) [ ع. فریضه ] (اِ.)
    ۱- واجب، لازم.
    ۲- آن چه که خداوند انجام آن را بر انسان واجب کرده.

      فریق

      (فَ) [ ع. ] (اِ.) گروه، گروه مردم.

        فریقه

        (فَ قَ یا ق) [ ع. فریقه ] (اِ.)
        ۱- عده‌ای از گوسفندان متفرق و پریشان شده به شب از گله خود.
        ۲- نوعی طعام که از دانه شنبلید یا خرما یا دیگر دانه‌ها پزند.
        ۳- شنبلیله.

          فریقین

          (فَ قَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه فریق.
          ۱- دو گروه.
          ۲- کنایه از: شیعه و سنی.
          ۳- جن و انس.

            Scroll to Top