اسم

فسحت

(فُ حَ) [ ع. فسحه ] (اِمص.)
۱- گشادگی، فراخی.
۲- گنجایش، وسعت.

    فزع

    (فَ زَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ترس، بیم.
    ۲- ناله، زاری.

      فژ

      (فُ) (اِ.) بُش، پُش، فُش ؛ یال اسب.

        فریکاسه

        (فِ س) [ فر. ] (اِ.) گوشتی که به قطعات بریده و در سسس پخته شده باشد و آن شامل انواع مختلف است.

          فریم

          (فِ رِ) [ انگ. ] (اِ.)
          ۱- دسته‌ای از بیت‌ها و بایت‌ها که برای انتقال در قالبی مشخص جمع شوند، قابک. (فره).
          ۲- قاب عینک.
          ۳- هر قطعه از تصاویر فیلم یا اسلاید.

            فریه

            (فِ رْ یَ) [ ع. ] (اِ.) دروغ، بهتان.

              Scroll to Top