اسم

فروش

(فُ) (اِ.)
۱- فروختن.
۲- مقدار پول به دست آمده از فروختن کالا یا ارائه خدمت در یک روز یا ماه یا سال.

    فرود

    (فُ) [ په. ]
    ۱- (اِ.) زیر، پایین.
    ۲- اندرون.
    ۳- بخش زیرین جایی.
    ۴- الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایه اصلی (موسیقی).
    ۵- توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعه موسیقیایی.

      فروده

      (فُ دِ یا دَ)
      ۱- (ص.) بریان کرده، برشته گردیده.
      ۲- (اِ.) چوبی که در پس درِ خانه اندازند.

        فرودین

        (فَ وَ)
        ۱- (ص نسب.) زیرین، پایینی.
        ۲- (اِ.) چهارچوب، آستانه در.

          فروردگان

          (فَ وَ رْ دْ) (اِمر.) = فروردیان: جشنی بوده که ایرانیان به مدت ده شب و روز یعنی پنج روز آخر سال، پنج روزِ پنجه دزدیده یا خمسه مستسرقه به یاد فروهر در گذشتگان برپا می‌کردند.

            Scroll to Top