اسم

فرود

(فُ) [ په. ]
۱- (اِ.) زیر، پایین.
۲- اندرون.
۳- بخش زیرین جایی.
۴- الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایه اصلی (موسیقی).
۵- توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعه موسیقیایی.

    فروار

    (فَ) (اِ.) = پروار. فروال: بالاخانه، خانه تابستانی.

      فرهنگ

      (فَ هَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- علم، دانش.
      ۲- تربیت، ادب.
      ۳- واژه نامه، کتاب لغت.
      ۴- عقل، خرد.
      ۵- تدبیر، چاره.

        فرهنگسرا

        (~. سَ) (اِ.) مؤسسه‌ای برای فعالیت‌های فرهنگی مراجعه کنندگان که معمولاً دارای کتابخانه، سینما، تماشاخانه، موزه، میدان‌های ورزشی و اسکان‌های دیگر است.

          فرهنگنامه

          (~. مِ) (اِمر.)
          ۱- کتابی که شامل تعریف واژه‌ها و معرفی اعلام است.
          ۲- دایره المعارف.

            فرو

            (فَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- پوستین، پوستین روباه.
            ۲- جامه‌ای که از پوست جانوران سازند؛ ج. فِراء.

              فرنی

              (فِ رْ) (اِ.) نوعی خوراک رقیق که از شیر، آرد برنج، شکر و گلاب درست کنند.

                Scroll to Top