فرماندار
(~.) (اِ.)
۱- حاکم.
۲- مأموری که از طرف وزارت کشور اداره امور شهر را به عهده دارد.
(فُ مَ) [ فر. ] (اِمص.)
۱- تقسیم دیسک به بخشهای نشان دار برای ذخیره دادهها و بازیابی اطلاعات.
۲- نحوه آرایش دادهها برای ذخیره یا نمایش.
(فَ) (اِ.)
۱- گروهه ریسمان ریسیده که در دوک پیچیده باشند.
۲- چوبی به شکل مخروط که کودکان ریسمان پیچند و از دست گذارند تا در روی زمین به چرخ درآید.
(فُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره).
۲- رمز.
۳- نشان دادن یک اصل یا رابطهای معین با نمادهای ریاضی.
۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.