اسم

فرموک

(فَ) (اِ.)
۱- گروهه ریسمان ریسیده که در دوک پیچیده باشند.
۲- چوبی به شکل مخروط که کودکان ریسمان پیچند و از دست گذارند تا در روی زمین به چرخ درآید.

    فرمول

    (فُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره).
    ۲- رمز.
    ۳- نشان دادن یک اصل یا رابطه‌ای معین با نمادهای ریاضی.
    ۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.

      فرگرد

      (فَ رْ گَ) (اِ.) هر یک از فصول کتاب وندیداد.

        فرم

        (فُ رْ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- ریخت، شکل، وضع.
        ۲- جامه هم شکل.
        ۳- چند صفحه کتاب (معمولاً ۸ تا ۱۶) که با هم چاپ شود.
        ۴- برگ چاپی برای نوشتن اطلاعات خواسته شده، برگه (فره).

          فرم

          (فَ رَ) (اِ.) اندوه، دلتنگی.

            فرمالیسم

            (فُ) [ فر. ] (اِ.) شکل و قالبی که به وسیله آن هنرمند منظور خود را بیان کند.

              فرمان

              (فَ) [ په. ] (اِ.)
              ۱- دستور، امر، حکم.
              ۲- توقیع پادشاه.
              ۳- وسیله کنترل اتومبیل، دوچرخه، موتورسیکلت.

                پیمایش به بالا