اسم

فرمول

(فُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره).
۲- رمز.
۳- نشان دادن یک اصل یا رابطه‌ای معین با نمادهای ریاضی.
۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.

    فرمولر

    (فُ لِ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- مجموعه فرمول‌ها.
    ۲- مجموعه دستورهای ترکیب ادویه.

      فرن

      (فُ) [ ع. ] (اِ.) تابه سفالین که در آن نان پزند.

        فرناس

        (فِ) (اِ.)
        ۱- مهتر روستاییان.
        ۲- شیر ستبر گردن و دلیر.

          فرنج

          (فُ رُ) (اِ.) پیرامون دهان، گرداگرد دهان.

            فرماندار

            (~.) (اِ.)
            ۱- حاکم.
            ۲- مأموری که از طرف وزارت کشور اداره امور شهر را به عهده دارد.

              فرمت

              (فُ مَ) [ فر. ] (اِمص.)
              ۱- تقسیم دیسک به بخش‌های نشان دار برای ذخیره داده‌ها و بازیابی اطلاعات.
              ۲- نحوه آرایش داده‌ها برای ذخیره یا نمایش.

                Scroll to Top