فرقدان
(فَ قَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه فرقد. نک فرقد.
(فِ رِ نْ) [ فر. ] (اِ.) تکرار، تواتر، وفور، در اصطلاح فیزیک: حرکت و رفت و آمد متوالی، بسامد.
(فَ رْ کَ) (اِ.)
۱- زمینی که سیل آن را کنده و گود کرده باشد.
۲- جوی آب که تازه احداث شده باشد.
۳- کاریز آب.
(فَ رْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جدا کردن.
۲- از هم جدا کردن و امتیاز نهادن.
۳- (اِ مص.) جدایی.
۴- امتیاز، تفاوت.