اسم

فرقد

(~.) [ ع. ] (اِ.) دو برادران، نام دو ستاره بر سینه صورت فلکی خرس کوچک یا دُب اصغر.

    فرع

    (فَ رْ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آن چه که از اصل چیزی جدا شود.
    ۲- شعبه، شاخه.
    ۳- سود پول.

      فرعون

      (فِ عُ) [ معر. ] (اِ.)
      ۱- عنوان هر یک از پادشاهان قدیم مصر.
      ۲- مجازاً ستمکار، ظالم.

        فرغانج

        (فَ) [ تر. ] (اِ.) = فرغانچ: ماده (گاو، خر) فربه پر گوشت.

          فرغر

          (فَ غَ) (اِ.)
          ۱- جوی آب.
          ۲- خشک رود، جایی که آب از آن گذشته و مقدار کمی آب به جا مانده باشد.
          ۳- گودال، آبگیر.

            فرغول

            (فَ) (اِ.) = فرغل:
            ۱- تأخیر، درنگ.
            ۲- اهمال، غفلت.

              فرضه

              (فُ ضَ یا ض) [ ع. فرضه ] (اِ.)
              ۱- رخنه و سوراخی که از آن آب کشند.
              ۲- سوراخ پاشنه در.
              ۳- دهانه جوی.
              ۴- جای درآمدن به کشتی از لب دریا.
              ۵- دهان دوات.

                Scroll to Top