اسم فرغر (فَ غَ) (اِ.) ۱- جوی آب. ۲- خشک رود، جایی که آب از آن گذشته و مقدار کمی آب به جا مانده باشد. ۳- گودال، آبگیر.
اسم فرض (فَ رْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) واجب گردانیدن. ۲- پنداشتن. ۳- (اِ.) آن چه که خداوند بر انسان واجب کرده. ۴- گمان، پندار.