اسم مرکب فرزند خوانده (~. خا دِ) [ په ] (اِمر.) پسر یا دختری که انسان او را به فرزندی خود قبول میکند.
اسم فرز (~.) (اِ.) سبزی ای که در غایت تری و طراوت باشد. فرزد، فریز، فریس، فرزه، پریز، فریژ و فریج نیز گفته میشود.
اسم فرزجه (فَ زَ جَ یا جِ) [ معر. ] (اِ.) آن چه زنان به خود برگیرند؛ شیاف، شافه، پرزه، پرزگ نیز گویند.