فراکسیون
(فِ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- گروههای همفکری که در داخل یک حزب یا مجمع به وجود میآیند.
۲- در علم ریاضی خارج قسمت دو کمیت، کسر، بَرخه. (فره).
(فِ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- گروههای همفکری که در داخل یک حزب یا مجمع به وجود میآیند.
۲- در علم ریاضی خارج قسمت دو کمیت، کسر، بَرخه. (فره).
(فِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بستر، رختخواب، هر چیز گستردنی.
۲- همسر. ؛ تجدید ~کردن دوباره زن گرفتن، زن دیگر خواستن.
(فِ سَ) [ ع. فراسه ]
۱- (مص م.) ادراک و دریافتن باطن چیزی با دیدن ظاهر آن.
۲- (اِمص.) ادراک، دریافت.
۳- زیرکی، هوشیاری.