فالنامه
(مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کتابی که در آن دستورات و آداب فال گرفتن نوشته شدهاست. فالوده (دِ) (اِ.) نک پالوده. ؛با شاه ~نخوردن کنایه از: خود را بالاتر از دیگران دانستن و به آنها اعتنایی نکردن.
(مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کتابی که در آن دستورات و آداب فال گرفتن نوشته شدهاست. فالوده (دِ) (اِ.) نک پالوده. ؛با شاه ~نخوردن کنایه از: خود را بالاتر از دیگران دانستن و به آنها اعتنایی نکردن.
(نِ) (اِ.)
۱- تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن میگذارند.
۲- چوبی که پشت در میانداختند تا باز نشود.
۳- شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل میکنند تا دیوار فرو نریزد.
(س دَ) (اِمر.) چراغ دریایی، چراغی که بالای برج در بندرگاه نصب میکنند برای هدایت کشتیها در شب.