اسم

فالنامه

(مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کتابی که در آن دستورات و آداب فال گرفتن نوشته شده‌است. فالوده (دِ) (اِ.) نک پالوده. ؛با شاه ~نخوردن کنایه از: خود را بالاتر از دیگران دانستن و به آن‌ها اعتنایی نکردن.

    فانتزی

    (نْ تِ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- خیال، وهم.
    ۲- ذوق، تفنن.
    ۳- تجملی، زیبا.

      فانه

      (نِ) (اِ.)
      ۱- تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن می‌گذارند.
      ۲- چوبی که پشت در می‌انداختند تا باز نشود.
      ۳- شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل می‌کنند تا دیوار فرو نریزد.

        فانوس

        [ یو. ] (اِ.) چراغی که برای روشن کردن مسافت زیادی بر بالای منار و جز آن نصب کنند.

          فانوس دریایی

          (س دَ) (اِمر.) چراغ دریایی، چراغی که بالای برج در بندرگاه نصب می‌کنند برای هدایت کشتی‌ها در شب.

            فاکهه

            (کِ هِ) [ ع. فاکهه ] (اِ.)
            ۱- میوه ؛ ج. فواکه.
            ۲- نوعی حلوا.

              فاضح

              (ض) [ ع. ] (اِفا.)۱ – آشکارکننده، پرده – دری کننده.
              ۲- روشن، آشکار.

                پیمایش به بالا