اسم

فاکس

[ انگ. ] (اِ.) = فَکس: دستگاهی برای مخابره تصویر نامه و اسناد و آن چه روی کاغذ آمده باشد، دورنگار (فره)، دورنویس، نمابر، پست تصویری.

    فاکهه

    (کِ هِ) [ ع. فاکهه ] (اِ.)
    ۱- میوه ؛ ج. فواکه.
    ۲- نوعی حلوا.

      فاضح

      (ض) [ ع. ] (اِفا.)۱ – آشکارکننده، پرده – دری کننده.
      ۲- روشن، آشکار.

        فاضلاب

        (ض) [ ع – فا. ] (اِمر.)
        ۱- آب اضافه‌ای که از نهر یا رود به بیرون سرریز می‌کند.
        ۲- آب آلوده‌ای که از حمام‌ها و توالت‌ها و… به چاه سرازیر می‌شود.

          فاطر

          (طِ) (اِفا.)
          ۱- آفریننده، خالق.
          ۲- روزه گشاینده، افطار کننده.

            فاطمه

            (طِ مِ یا مَ) [ ع. فاطمه ] (اِفا. ص.) مؤنث فاطم.
            ۱- زنی که بچه دوساله را از شیر گرفته.
            ۲- از اعلام زنان است.
            ۳- نام دختر پیغمبر (ص) و همسر علی (ع) ملقب به زهراء.

              فاق

              (اِ.)
              ۱- شکاف میانِ قلم.
              ۲- شکاف میان ریش بلند.
              ۳- سوفار، بخش انتهایی تیر.
              ۴- وسط چله کمان.۵ – طول شلوار از خشتک تا کمر.

                فاق

                [ ع. ] (اِ.)
                ۱- کاسه پر از طعام.
                ۲- روغن زیتون پخته.
                ۳- دشت هموار.

                  Scroll to Top