اسم

فانوس دریایی

(س دَ) (اِمر.) چراغ دریایی، چراغی که بالای برج در بندرگاه نصب می‌کنند برای هدایت کشتی‌ها در شب.

    فال

    [ ع. فأل ] (اِ.)
    ۱- پیش بینی، پیش گویی.
    ۲- هرچیزی که با آن فال بگیرند.
    ۳- بخت، طالع. ؛ هم ~ُ هم تماشا کنایه از: هم کار و هم سرگرمی.

      فال

      (اِ.)
      ۱- قسمت‌های مساوی از یک چیز، مانند برش‌های یک اندازه از خربزه، گردو و…
      ۲- بخش کوچک از یک چیز.

        فالانژ

        (نْ ژْ) (اِ.) [ از فالانسخه اسپانیایی ] هر یک از افراد چماق دار سازمان یافته در گروه‌های فشار. مأخوذ از نام حزب فالانژ در اسپانیا که مانندفاشیست‌ها بر قدرت حاکمیت تکیه دادند.

          فالج

          (لِ) [ ع. ] (اِ.) فلج، بیماری ای که موجب سست شدن و از کار افتادن عضوی از بدن می‌شود.

            فالق

            (لِ) [ ع. ]
            ۱- (اِفا.) شکافنده.
            ۲- (اِ.) شکاف کوه.
            ۳- زمین پست میان دو پشته.

              فالنامه

              (مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کتابی که در آن دستورات و آداب فال گرفتن نوشته شده‌است. فالوده (دِ) (اِ.) نک پالوده. ؛با شاه ~نخوردن کنایه از: خود را بالاتر از دیگران دانستن و به آن‌ها اعتنایی نکردن.

                فاق

                [ ع. ] (اِ.)
                ۱- کاسه پر از طعام.
                ۲- روغن زیتون پخته.
                ۳- دشت هموار.

                  فاقد

                  (ق ِ) [ ع. ] (اِفا.)
                  ۱- نایابنده، کسی که چیزی یا کسی را نداشته باشد.
                  ۲- زنی که شوهر یا فرزند خود را از دست داده باشد.

                    Scroll to Top