اسم

فاصله

(ص لَ یا لِ) [ ع. فاصله ]
۱- (اِفا.) مؤنث فاصل.
۲- مسافت میان دو چیز.

    فازمتر

    (مِ) [ فر. ] (اِ.) وسیله‌ای معمولاً به شکل پیچ گوشتی دارای لامپی کوچک که به وسیله آن می‌توان وجود جریان برق را در پریز و… نشان داد. فازسنج، فازنما.

      فارق

      (رِ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) جداکننده، آن که بین حق و باطل فرق می‌گذارد.
      ۲- (اِ.) تفاوت بین دو امر.

        فارقه

        (رِ قَ یا قِ) [ ع. فارقه ] (اِفا.)
        ۱- مؤنث فارق ؛ ج. فارقات.
        ۲- نشانه‌ای که برای امتیاز دو شی ء میان آن‌ها نهند.
        ۳- نشانه‌ای که معنی ای را از معنی دیگر جدا کند.

          فارماکولوژی

          (کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) دانشی که به بررسی منشأ و ماهیت شیمیایی داروها، ویژگی‌ها و اثر آن‌ها بر موجودات زنده می‌پردازد، داروشناسی.

            فارنهایت

            (رِ نْ یْ) [ آلما. ] (اِ.) واحدی برای اندازه گیری حرارت که در آن نقطه انجماد آب ú۳۲ بالای صفر و نقطه جوش آب ْ۲۱۲ بالای صفر است.

              Scroll to Top